محمد تقي جعفري

22

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

1 - عشق طبيب همهء بيمارىهاى ما است . آيا گرفتاريهاى روانى ناشى از علاقهء جنسى كه اگر شدت و طول بيشترى پيدا كند ، به صورت بيمارى در مىآيد ، خود مىتواند طبيب بيماريهاى ما گردد افراط در تجسم زيباييهاى شهوت - انگيز ، فعاليتهاى عقلانى و انديشه اى را مختل ساخته و واقعيتها را غير واقع و غير واقعها را واقعيت ، مىنمايد . آيا تعيين سرگذشت و سرنوشت و ماهيت جهان هستى و شناخت استعدادها و ابعاد بشرى با جاذبهء دو ابرو و دو چشم و يك بينى و دو لب و چهار مژه كه با مرور زمان يا با ابتلا به بيمارى آبله به شكل كاريكاتور كوبيسم خواهد در آمد ، يكى از حماقتهاى بشرى نيست 2 - عشق دواى كبر و نخوتهاى ما است . آيا اين پيمان جاذبهء جنسى است كه خودخواهى ريشهء اصلى آن و لذتجوئى انگيزهء آن است 3 - عشق ناموس ما است ، ناموس يعنى كيان و راز كلى ، آيا جاذبهء جنسى كه مىتواند در هنگام غليان 2 2 را مساوى 15 . 709 بنمايد ، كيان و راز كلى جهان هستى است اختلالات روانى كه در هنگام عشق مجازى پديدار مىگردند ، همهء انواع تعقل و انديشه و تصورات و تصديقات را از مجراى منطقى خود منحرف مىسازند ، در اين مواقع چيزى كه براى اين عاشق مطرح نيست ، حقيقت و قانون و راز است ، در صورتى كه جلال الدين مىگويد : « اى دواى نخوت و ناموس ما » 4 - اختلالات روانى ناشى از وازدگىهاى جنسى ، نمودها و فعاليتهاى درونى را درهم و برهم و رابطهء انسان را با برون ذات مختل مىسازد . در صورتى كه عشق حقيقى و مثبت نه تنها موجب كمترين اختلال روانى نمىگردد ، بلكه بدانجهت كه عشق حقيقى موجب هماهنگى عالى همهء فعاليتهاى روانى و جوشش استعدادها در درون صاف و ناب عاشق است ، لذا عامل تكامل روحى بسيار و الا مىباشد . اين تكامل در سخنان انسانشناسان و شعراى والامقام با مختصاتى مطرح مىشود كه هيچ خردمندى نمىتواند منكر عظمت و ارزشهاى غير